تقدیم به ساحت آفتابی حضرت درویش
به نام پادشاه کریم
در طول سی سال حکومت جمهوری اسلامی، نظام آموزشی ایدئولوژیک، بسیاری مفاهیم و واژگان را به نفع زورمداران حاکم مسخ کرده، به نحوی که رها شدن از پیشفرضهای ایدئولوژی حاکم برای نسلهای پرورش یافته در این نظام بسیار سخت و دردناک است. حقیر نیز پرورش یافته همین نظامام اما گاه فراموش میکنم، برای رهایی از پیش فرضهای مطروحه، چقدر تلاش کرده و عذاب کشیدهام. گاهی اوقات یادم میرود برای به دست آوردن همین چیزهایی که امروز جزو بدیهیات میدانم، چه شبهایی را تا صبح بیدار ماندم و حتی احساس گناه کردم. یادم میرود؛ بهترین اساتید علوم انسانی ایران برای بیرون آوردنم از باتلاق، یاریم کردند و اگر آنان نبودند ممکن بود حقیر نیز مانند دوستان قبل دانشگاه، تفاوت چندانی با شش سال پیش نداشته باشد.
اوائل سال گذشته میلادی تحقیقی راجع به کتب درسی و نظام آموزشی ج.ا منتشر شد که خواندنش، نظرات مرا در ارتباط با پیشفرضهای کذایی نظام آموزشی، روشنتر میکند. متن مصاحبهای در مورد تحقیق فوقالذکر
پیش فرضهای کذایی
اگر حافظهی تاریخی همهی ایرانیها هم قوی باشد، حافظهی حقیر تعریفی ندارد، برای همین وقتی به کسی برمیخورم که با مامور منکرات بحث عقیدتی میکند، قبل از هر چیزی تعجب میکنم؛ چطور طرف بعد اینهمه سال هنوز نفهمیده، منکراتیها کثیفترین اقشار طبقهی پائین مملکتند؟ و چطور این سؤال برایش پیش نیامده؛ کدام مؤمن فهمیدهای حاضر به انجام چنین اعمال شنیعی است؟
اخیرا وقتی با دیگران -دور و بریهای اهل مطالعه- حرف میزنم، متوجه میشوم؛ حتی در مورد برخی واژگان و اصول ابتدائی نیز توافق نظری نداریم. تعجب میکنم چطور طرف با اینهمه مطالعه، اینقدر از مرحله پرت است. اما کمی که میگذرد و بیشتر حرف میزنیم، سایهی سیاه نظام آموزشی ایدئولوژیک را که بر نگاهش سنگینی میکند، به یاد میآورم.
مثلا ج.ا را قبول ندارد، اما وقتی صحبت انقلاب 57 میشود، با حدت هرچه تمامتر پافشاری میکند که؛ این نظام را انگلیس و آمریکا ایجاد کردهاند. یاد دومین جلسهی درس دکتر زیباکلام میافتم که میپرسید؛ اگر این انقلاب کار انگلیسیها بود، چرا ما نرفتیم در انگلیس انقلاب کنیم و آنها آمدند در ایران انقلاب کردند؟
یکی دیگر از پیشفرضها، اسلامی انگاشتن ج.ا است. خیلی از مردم فکر میکنند، فهم دین ملک اختصاصی حضرات آخوند است و عزیزان زورمدار، به خاطر اینکه دلشان برای اسلام میتپد، میخواهند قوانین اسلام را در ایران پیاده کنند. کمتر کسی از خود میپرسد قوانین 1400 سال پیش جامعه قبائلی عربستان چه ربطی به اسلام دارد و کمتر کسی به دینداری متکبران و مالاندوزان و عیبجویان و هرزهزبانان شک میکند و اسلام و این خصائل را مانعةالجمع میبیند. چرا که "ویل لکل همزة لمزه" در کلاسی تدریس شده که معلم، هر چه از دهانش در میآمده به مخالفان ایدئولوژیاش میگفته. دانشآموز دیروز و شهروند امروز نیز نتیجه گرفته که این ویلها برای کسانی است که شیعهی دوازده امامی نیستند و امام زمان هم ندارند و شیعهی دوازده امامی نمازخوان ذوب شده در ولایت میتواند هر طوری که دلش خواست به کسانی که کافر میداند توهین کند. سه سال به عقب برگردید و سخنان مشکینی و مصباح یزدی را راجع به کابینهی امام زمان (دولت احمدی نژاد) به یاد بیاورید. به نظر شما، جایگاه کفار دقیقا مشخص نشده؟
کمتر کسی از خود میپرسد؛ اصلا جامعهای که درآن دروغ و ریا و هتک حرمت، بهاین اندازه رواج دارد، آنقدر اسلامی هست که بشود در آن، قوانین اسلام را اجرا کرد؟
کمتر کسی به خود میگوید؛ زندانی کردن روزنامهنگاران و کارگران و معلمان و روشنفکران و اساسا معترضین، توسط ج.ا ربطی به اسلام ندارد.
و کمتر کسی عمیقا معتقد است؛ نه اسلام آن جفنگی است که ذوب شدگان در ولایت جهل و جور و فساد میگویند و نه اساسا ذوب شدگان، علاقهای به اسلام و اجرای فرامینش دارند.
هدف حقیر در جداکردن ج.ا از اسلام ادامهی بحثهای احیای هویت دینی -بحثهایی که اسلام قدیمی را با لعاب مدرنیته و احساس به عرصه سیاست و رقابت قدرت کشاند و بلایی به سرمان آورد که تا امروز چوبش را میخوریم.- قبل انقلاب نیست.
هدف بازشناسی جزئی از هویت ایرانی است.
نقل به مضمون از دکتر خویی: "ایرانیان بعد حملهی اعراب همواره میان دو مفهوم ایرانی بودن و مسلمانی سرگردان بودهاند و در هر برهه از زمان، طرفداران یکی از این دو مفهوم در راس قدرت بودهاند. مثلا در دوران اخیر، سلطنت پهلوی، نماد حاکمیت هویت ایرانی و حکومت ج.ا نماد حاکمیت هویت اسلامی است."
ضد و نقیض ایران و "اسلام مسخ شده" دردسر ساز بوده و هست. اگر امروز "چهرهی مسخ شده اسلام" در مقابل گوهر و ذات آن قرار نگیرد، در سیکل بعدی، وقتی که هویت ایرانی بر راس کار خواهد بود، میتواند باعث مشکلات عدیدهای -که کمترینش تکرار چالشهای گذشته است- شود.
کلام آخر
به نام پادشاه کریم
در طول سی سال حکومت جمهوری اسلامی، نظام آموزشی ایدئولوژیک، بسیاری مفاهیم و واژگان را به نفع زورمداران حاکم مسخ کرده، به نحوی که رها شدن از پیشفرضهای ایدئولوژی حاکم برای نسلهای پرورش یافته در این نظام بسیار سخت و دردناک است. حقیر نیز پرورش یافته همین نظامام اما گاه فراموش میکنم، برای رهایی از پیش فرضهای مطروحه، چقدر تلاش کرده و عذاب کشیدهام. گاهی اوقات یادم میرود برای به دست آوردن همین چیزهایی که امروز جزو بدیهیات میدانم، چه شبهایی را تا صبح بیدار ماندم و حتی احساس گناه کردم. یادم میرود؛ بهترین اساتید علوم انسانی ایران برای بیرون آوردنم از باتلاق، یاریم کردند و اگر آنان نبودند ممکن بود حقیر نیز مانند دوستان قبل دانشگاه، تفاوت چندانی با شش سال پیش نداشته باشد.
اوائل سال گذشته میلادی تحقیقی راجع به کتب درسی و نظام آموزشی ج.ا منتشر شد که خواندنش، نظرات مرا در ارتباط با پیشفرضهای کذایی نظام آموزشی، روشنتر میکند. متن مصاحبهای در مورد تحقیق فوقالذکر
پیش فرضهای کذایی
اگر حافظهی تاریخی همهی ایرانیها هم قوی باشد، حافظهی حقیر تعریفی ندارد، برای همین وقتی به کسی برمیخورم که با مامور منکرات بحث عقیدتی میکند، قبل از هر چیزی تعجب میکنم؛ چطور طرف بعد اینهمه سال هنوز نفهمیده، منکراتیها کثیفترین اقشار طبقهی پائین مملکتند؟ و چطور این سؤال برایش پیش نیامده؛ کدام مؤمن فهمیدهای حاضر به انجام چنین اعمال شنیعی است؟
اخیرا وقتی با دیگران -دور و بریهای اهل مطالعه- حرف میزنم، متوجه میشوم؛ حتی در مورد برخی واژگان و اصول ابتدائی نیز توافق نظری نداریم. تعجب میکنم چطور طرف با اینهمه مطالعه، اینقدر از مرحله پرت است. اما کمی که میگذرد و بیشتر حرف میزنیم، سایهی سیاه نظام آموزشی ایدئولوژیک را که بر نگاهش سنگینی میکند، به یاد میآورم.
مثلا ج.ا را قبول ندارد، اما وقتی صحبت انقلاب 57 میشود، با حدت هرچه تمامتر پافشاری میکند که؛ این نظام را انگلیس و آمریکا ایجاد کردهاند. یاد دومین جلسهی درس دکتر زیباکلام میافتم که میپرسید؛ اگر این انقلاب کار انگلیسیها بود، چرا ما نرفتیم در انگلیس انقلاب کنیم و آنها آمدند در ایران انقلاب کردند؟
یکی دیگر از پیشفرضها، اسلامی انگاشتن ج.ا است. خیلی از مردم فکر میکنند، فهم دین ملک اختصاصی حضرات آخوند است و عزیزان زورمدار، به خاطر اینکه دلشان برای اسلام میتپد، میخواهند قوانین اسلام را در ایران پیاده کنند. کمتر کسی از خود میپرسد قوانین 1400 سال پیش جامعه قبائلی عربستان چه ربطی به اسلام دارد و کمتر کسی به دینداری متکبران و مالاندوزان و عیبجویان و هرزهزبانان شک میکند و اسلام و این خصائل را مانعةالجمع میبیند. چرا که "ویل لکل همزة لمزه" در کلاسی تدریس شده که معلم، هر چه از دهانش در میآمده به مخالفان ایدئولوژیاش میگفته. دانشآموز دیروز و شهروند امروز نیز نتیجه گرفته که این ویلها برای کسانی است که شیعهی دوازده امامی نیستند و امام زمان هم ندارند و شیعهی دوازده امامی نمازخوان ذوب شده در ولایت میتواند هر طوری که دلش خواست به کسانی که کافر میداند توهین کند. سه سال به عقب برگردید و سخنان مشکینی و مصباح یزدی را راجع به کابینهی امام زمان (دولت احمدی نژاد) به یاد بیاورید. به نظر شما، جایگاه کفار دقیقا مشخص نشده؟
کمتر کسی از خود میپرسد؛ اصلا جامعهای که درآن دروغ و ریا و هتک حرمت، بهاین اندازه رواج دارد، آنقدر اسلامی هست که بشود در آن، قوانین اسلام را اجرا کرد؟
کمتر کسی به خود میگوید؛ زندانی کردن روزنامهنگاران و کارگران و معلمان و روشنفکران و اساسا معترضین، توسط ج.ا ربطی به اسلام ندارد.
و کمتر کسی عمیقا معتقد است؛ نه اسلام آن جفنگی است که ذوب شدگان در ولایت جهل و جور و فساد میگویند و نه اساسا ذوب شدگان، علاقهای به اسلام و اجرای فرامینش دارند.
هدف حقیر در جداکردن ج.ا از اسلام ادامهی بحثهای احیای هویت دینی -بحثهایی که اسلام قدیمی را با لعاب مدرنیته و احساس به عرصه سیاست و رقابت قدرت کشاند و بلایی به سرمان آورد که تا امروز چوبش را میخوریم.- قبل انقلاب نیست.
هدف بازشناسی جزئی از هویت ایرانی است.
نقل به مضمون از دکتر خویی: "ایرانیان بعد حملهی اعراب همواره میان دو مفهوم ایرانی بودن و مسلمانی سرگردان بودهاند و در هر برهه از زمان، طرفداران یکی از این دو مفهوم در راس قدرت بودهاند. مثلا در دوران اخیر، سلطنت پهلوی، نماد حاکمیت هویت ایرانی و حکومت ج.ا نماد حاکمیت هویت اسلامی است."
ضد و نقیض ایران و "اسلام مسخ شده" دردسر ساز بوده و هست. اگر امروز "چهرهی مسخ شده اسلام" در مقابل گوهر و ذات آن قرار نگیرد، در سیکل بعدی، وقتی که هویت ایرانی بر راس کار خواهد بود، میتواند باعث مشکلات عدیدهای -که کمترینش تکرار چالشهای گذشته است- شود.
کلام آخر
حقیر به شخصه معتقد است؛
در این روزگار که چهرهی واقعی اسلام، در زیر غبار 1400 سال تاریخ مشحون از جهل و استبداد و ریا، اینگونه مهجور مانده، برای بسیاری بیدین ماندن شیرینتر از مسلمانی کافرانه است. تبری جستن از این چهرهی کریه مسخ شده که متکبرانه خون میریزد و تاراج میکند، وظیفهی هر انسان آگاهی است، که خداوند محمد را برای جلوگیری از کفر و خونریزی و فساد، فرستاد، نه دفاع از ظواهر بیفایدهی فقه!
اسلام دین تسلیم است. تسلیم محض در برابر پادشاه کریم. دین پرستش زیبایی و عشق به نیکی. اسلام دین بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر، شمسالدین تبریزی و جلالالدین بلخی، ابن عربی و عراقی، امام احمد غزالی و عینالقضات و محمد بن عبدلله و علی بن ابیطالب است.
اسلام دین تسلیم است. تسلیم محض در برابر پادشاه کریم. دین پرستش زیبایی و عشق به نیکی. اسلام دین بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر، شمسالدین تبریزی و جلالالدین بلخی، ابن عربی و عراقی، امام احمد غزالی و عینالقضات و محمد بن عبدلله و علی بن ابیطالب است.
اما طرح نظرات شخصی و احساسی بدون پشتوانهی محکم و ارائه دلائل متقن، یقینا بیفایده خواهد بود. حقیر میخواهد نگاه نویی به کتاب خدا بیندازد، لذا اگر شما نیز در حساسیتهای حقیر شریکید،- موافق یا مخالف بودن تفاوتی ندارد- بیائید کار سترگی را با هم آغاز کنیم.
بازخوانی کتاب خدا.
بازخوانی کتابی که به ادعای نازل کنندهاش؛ هر که را بخواهد هدایت و هر که را بخواهد گمراه میکند.
کتابی که به نامش سنگسار میکنند و گردن میزنند و به هدایتش عاشق میشوند و تنبور مینوازند.
بازخوانی کتابی که به ادعای نازل کنندهاش؛ هر که را بخواهد هدایت و هر که را بخواهد گمراه میکند.
کتابی که به نامش سنگسار میکنند و گردن میزنند و به هدایتش عاشق میشوند و تنبور مینوازند.
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:16  توسط شهکام کامیار
|


